خرید بک لینک

من هنوز به شیما فکر می کنم!هنوز یادم هست شبی را که پدرش زد توی گوشش که چرا عاشق آن پسره،امیر،اگر اشتباه نکنم شده ای؟ و شیما را به خاطر می آورم که آرزو می کرد کاش بمیرد یا دست کم امیر بیاید و او را از این جهنم که خودش پرداخته بود برهاند!اما نه امیری آمد و نه خانی رفت!و پدرش از صفحه ی مجازی اش مطلع شد و آن را بست و من دیگر نه شیما را دیدم نه وبلاگش را و نه نوشته هایش را!نمی دانم اصلا امیر برگشت یا نه!یا اینکه پدرش او را بخشید یا نه!شیما!دختر خالدار!

برچسب: نویسنده: مانی خلیلی تاريخ: دوشنبه 29 شهريور 1395 ساعت: 19:29

ما انسان ها می توانیم تا آن جا پیش برویم که دیگر تخم چشممان هیچ آبی برای ریختن نداشته باشد!و وقتی به خودمان می آییم اصلا یادمان نمی آید برای چه چیز اشک می ریختیم!!!

+می دونی؟تو یه جوری مریضو،منم یه جور دیگه ای مریضم

برچسب: صد و پنجاه پله زیر زمین,صد و پنجاه غواص,صد و پنجاه صحابی ساختگی,صد و پنجاه غواص شهید,صد و پنجاه صحابه ساختگی,اصل صد و پنجاه و نهم,کتاب صد و پنجاه صحابه ساختگی, نویسنده: مانی خلیلی تاريخ: جمعه 26 شهريور 1395 ساعت: 10:46

دیروز و روز قبلش مثل روزهای خیلی دور شروع کردم به گشت زدن میان سیل زدگان بلاگفا!کسانی که مثل من دود شدند و یا کسانی که بعد از سیل و آسیب ها آمدند ساختند و ماندند! لبخندم پررنگ تر شد وقتی دیدم هنوز هم فکر ها مثل همان چند سال پیش است و آدم ها انگار تغییر نکرده اند فقط اسامی شان نا آشناست!!فقط من نمی شناسمشان!وگرنه همان آدم ها هستند!!هنوز هم هستند دختر هایی که چند روز از دوست شدن با پسرکی نگذشته است و خاطرات آشنایی شان را می نویسند!هنوز هم هستند کسانی که دغدغه ی جامعه ی بیمار و متعفن(به قول خودشان)را دارند!هستند کسانی که مقاله هایشان هنوز هم خواننده ی پرو پاقر

برچسب: صد و پنجاه پله زیر زمین,صد و پنجاه غواص,صد و پنجاه صحابی ساختگی,صد و پنجاه غواص شهید,صد و پنجاه صحابه ساختگی,اصل صد و پنجاه و نهم,کتاب صد و پنجاه صحابه ساختگی, نویسنده: مانی خلیلی تاريخ: جمعه 26 شهريور 1395 ساعت: 10:46

دیشب،وقتی که داشتم جوراب ها را روی بند می گذاشتم،روی بندِ کاذبی که واحدِ ساختمان روبرویی نصب کرده بود دو تا پیراهن دیدم،دوتا پیراهن سفید با طرح های یک شکل،و اندازه ای دقیقا یکسان!در واقع می خواستم بگویم من هم تهِ دل دارم!و این تهِ دل هم بنا بر طبیعت خدا دادی گاهی بر حسب نمی دانم چه(!)غنج می رود!

برچسب: صد و پنجاه پله زیر زمین,صد و پنجاه غواص,صد و پنجاه صحابی ساختگی,صد و پنجاه غواص شهید,صد و پنجاه صحابه ساختگی,اصل صد و پنجاه و نهم,کتاب صد و پنجاه صحابه ساختگی, نویسنده: مانی خلیلی تاريخ: جمعه 26 شهريور 1395 ساعت: 10:45

عطریو که جا گذاشتی

زخمی که تو سینه کاشتی

من تموم یادگاریاتو دارم...

+برگرد.فرزادفرزین

برچسب: اصل صد و پنجاه و هفت قانون اساسی, نویسنده: مانی خلیلی تاريخ: جمعه 26 شهريور 1395 ساعت: 10:45

حس می کنم هیچ وقت آدم باهوشی نبودم،در اصل میخواهم بگویم که هیچ وقت ندانستم در موقعیت بحرانی باید چه چیزی را نگویم یا چه چیزی را بگویم!هیچ وقت یاد نگرفتم در برابر نیمچه توهین هایی که بهم می شود موضع خود را حفظ کنم!یا که مراقب باشم دچار تزلزل شخصیت نشوم!همیشه باید محتاطانه با بقیه رفتار کنم!که مبادا طرز خندیدن یا تعجب کردنش را به خودم الصاق نکنم!می ترسم خودم نباشم!یک لوله پروفیل خالی که هیچ چیزی از خود نداشته باشد!!

برچسب: اصل صد و پنجاه و نهم, نویسنده: مانی خلیلی تاريخ: جمعه 26 شهريور 1395 ساعت: 10:45

کار خاصی نمی کنم!ساعت زیادی را می خوابم!بعد هیچ کار خاصی نمی کنم!آن قدر توی روزمرگی های ذهنم دفن شده ام که نمی خواهم به چیزی فکر کنم!گاهی با هم می رویم بیرون!تقریبا هر هفته میرویم و شاید چشمم بخورد و جای جدیدی را ببینم!الان سرگرمی ام شده نگاه کردن به مردم و گشتن میان شان،شاید کسی را برای بار دوم یا بیشتر ببینم ولی خب اکثر مواقع یا در اصل در نود و نه درصد مواقع با شکست روبرو می شوم! دندان عقلم دارد رشد می کند و من به روزی فکر می کنم که خراب خواهد شد!با خودم کمتر فکر می کنم،کمتر خیال پردازی می کنم!اگر هم خیالی می پردازم خودمان را توی خانه ای که از خودمان است،و

برچسب: نویسنده: مانی خلیلی تاريخ: جمعه 26 شهريور 1395 ساعت: 10:45

از این که خودم نباشم نمی ترسم!یعنی آن چنان برایم اهمیتی ندارد!فکر می کنم به روزی که نیستم!اگر از همین فردا شروع کنم به نبودن،اولش مامان خیلی غصه می خورد و بابا وقتی مطمئن شد که کسی نیست آهسته آهسته اشک می ریزد!و مریم شاید دیگر آن مریم گذشته نباشد!به یک ماه بعد از نبودنم که نگاه می کنم آدم هایی را می بینم که هر هفته می آیند و کمی کنارم اشک می ریزند بعد سر راه می روند خرید بعد می آیند خانه بعد شام می خورند و بعد می خوابند!باز هم از فردا شروع می کنند تا هفته ی بعد هم سراغی از من نمیگیرند! بعدش هم هیچ چی نمی شود!فقط من نیستم!

برچسب: نویسنده: مانی خلیلی تاريخ: جمعه 26 شهريور 1395 ساعت: 10:45

صفحه بندی